در انتظار معجزه

1

بی قرار ترینم

  از صبح دلشوره دارم. هرچی سر خودم و گرم میکنم به درس و جزوه نویسی و کار خونه و موبایل ، فایده نداره ! به زور چشمام و بستم تا خواب ، آرومم کنه . یهو انگار سوار ماشین بودم و سرم محکم خورد به لبه در و پنجره و برگشت و یهو پریدم ! انقدر صحنه واقعی بود که سردرد هم به دلشوره ام اضافه شد . . چه کار دیگه ای از دستم بر میاد جز دادن صدقه و خوندن آیه الکرسی و دود کردن اسفند ؟ چه کنم با این بی قراری مادرانه و دل تنگم واسه تو و نگرانی های دمادم ؟ عادت نمیکنم به دوریت عزیز دل مامان . برگرد ! حال دلم شبیه ترینِ به حالت نگاهت تو این عکس ! پر از دلواپسی .. سرشار از نگرانی ... انتظار بسه پادشاه مامان ... خدایا رحم کن به دلم .. ...
29 تير 1396

چشم انتظار

  عزیز دل مامان یکسال و دو ماه و نیم که بیخبرم از عشق ! بی خبرم از تو. بی خبرم از خوابیدنت ، بیدار شدنت ، خندیدنت ، بهانه گیریت ، بازی هات ، خوردن و آشامیدن و شیرین زبونی هات ، نظافت و تفریح و سلامتیت !!! ولی دلم قرص به خدا . که هواتو داره ! هوای بی قراری های دل من رو هم . امشب برنامه کودک شو به زندگی زنبورها اشاره کرد. بَری زنبوری رو یادت هست ؟ هر شب قبل خواب باید تماشاش میکردیم گاهی هم فیونا و شِرک رو بهش ترجیح میدادی ! دیدن مرد عنکبوتی و هالک و بتمن قبل خواب ممنوع بود . بدخوابت میکرد . پادشاه مامان باز هم نیمه شب ها بساط بستنی خوری راه میندازی یا بابایی با دلت راه نمیاد ؟ صبح ها جای چای یا شیر و تخم مرغ قبلش بهت پنیر...
11 تير 1396

دلتنگی

   صبور باش. مقاومت کن . خدا با توست ! پسر نازنینم ،صبور و قهرمان مامان ... سخته برام بگم ولی نمیدونم مامان و یادت هست هنوز ؟  از دلتنگیت مطمئنم که اگه دلتنگ نبودی ، دل من اینجور دمار از روزگارم در میورد .  خیلی راهها رفتم واسه پیدا کردنت .. خیلی التماس ها کردم واسه داشتنت ... خیلی این دو و اون در زدم واسه برگشتنت ... نشد ! ولی من هنوز نااامید نیستم . هنوزم میگم خدا هست و خدایی میکنه! میگم : خدای من با خدای یوسف و یونس و یعقوب و ابراهیم ... یکی است. هنوزم به معجزه ایمان دارم . هنوز میگم دعا اثر داره .. تقدیر بر میگردونه .. واسه همینا هنوز چشمانم به درِ و پاهام در جستجوی تو . من به وصال یقین دارم. باب...
1 تير 1396
1